سفارش تبلیغ
صبا ویژن

اشتباهی خونه یه خانم مسنی رو گرفتم،

 اومدم معذرت‌خواهی کنم هی می‌گفت مینا ‌جان تویی؟

 هی می‌گفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم،

 باز می‌گفت مینا جان تویی مادر؟

 می گفتم نه مادر جان اشتباه شده ببخشید!

اسم سوم رو که گفت دلم شکست..

 گفتم آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم.

اون قدر ذوق کرد که چشام خیس شد.

چه مادر و پدرها

 و پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی

 که چشم انتظار یه تماس کوچولو از ما هستن..

 ازشون دریغ نکنیم!







تاریخ : پنج شنبه 91/1/24 | 10:13 صبح | نویسنده : s.farzad | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.